

به نام خدا
یا مقلب القلوب و الابصار/یا مدبر اللیل و النهار/یا محول الحول والاحوال/حول حالنا الی احسن الحال
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
رهبر معظّم انقلاب سال جدید را سالی مهم خواندند و با ابراز امیدواری درباره غلبه قدرت ایمانی ملت ایران بر همه حوادث و تحولات این سال، افزودند: با توجه به اهمیت "حیاتی و اساسیِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور "، سال جدید را در همه زمینه ها و امور، سال اصلاح الگوی مصرف می دانم.
، ایشان، نزدیكی نوروز امسال را به ایام ولادت خاتم النبیین(ص) و امام جعفر
صادق(ع)، باعث شرافت بیشتر عید نوروز دانستند و با تبریك این عید سعید به آحاد
ملت عزیز ایران، هم میهنان خارج از كشور و ملتهایی كه نوروز را گرامی می دارند،
برای همگان سالی سرشار از نیكویی و سعادت آرزو كردند.


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم ( ادامه مطلب )

نام : موسی
لقب : کاظم
کنیه: ابوالحسن
نام پدر: جعفر
نام مادر : حمیده
تاریخ ولادت : ماه صفر سال 128 قمری
محل و لادت : مدینه
مدت امامت: 35 سال
مدت عمر : 55 سال
تاریخ شهادت : 183 قمری در زندان هارون
علت شهادت : خرمای زهر آلود
نام قاتل : هارون یحیی برمکی
محل دفن : کاظمین
ابوالحسن موسي بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر (ع) و نهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء (محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد.

چگونگي
به امامت رسيدن آن حضرت:
در زمان حيات امام صادق (ع) كساني از اصحاب آن حضرت معتقد
بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا
رفت ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت
صادق (ع) عده اي چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند پسر او محمد بن اسماعيل را امام
دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مي دانند
و همينطور به ترتيب و به تفضيلي كه در كتب اسماعيليه مذكور است. پس از وفات حضرت
صادق (ع) بزرگترين فرزند ايشان عبدالله نام داشت كه بعضي او را عبدالله افطحمي
دانند اين عبدالله مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق(ع) را نداشت و به قول شيخ
مفيد در”ارشاد” متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين
برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاي امامت كرد و برخي نيز از او پيروي كردند اما
چون ضعف دعوي و دانش او را ديدند روي از او برتافتند و فقط عده قليلي از او پيروي
كردند كه فطحيه موسوم هستند.
برادر ديگر امام موسي كاظم (ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم (ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت مي كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است. ـ برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردي سخي و شجاع بود و از زيديه جاروديه بود و در زمان مامون در خراسان وفات يافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم (ع) بقدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.

شخصيت اخلاقي:
او در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضرب المثل بود. بران و بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت مي فرمود. شبها بطور ناشناس در كوچه هاي مدينه مي گشت و به مستمندان كمك مي كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه ها مي گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي كرد. صرار (كيسه ها) موسي بن جعفر در مدينه معروف بود. و اگر به كسي صره اي مي رسيد بي نياز مي گشت معذلك در اطاقي كه نماز مي گذارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.

برخورد حاكمان سياسي معاصر با امام:
مهدي خليفه عباسي امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابي كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهي كرد و به مدينه اش بازگرداند گويند كه مهدي از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش قيام نكند اين روايت نشان مي دهد كه امام كاظم (ع) قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمي دانسته است و با آنكه از جهت كثرت عبادت و زهد به (العبد الصالح) معروف بوده است بقدري در انظار مردم مقامي والا و ارجمند داشته است كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهري نيز مي دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدي به حبس او فرمان داده است. ـ زمخشري در (ربيع الابرار) آورده است كه هارون فرزند مهدي در يكي از ملاقاتها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت وقتي اصرار زياد كرد فرمود مي پذيرم به شرط آن كه تمام آن ملك را با حدودي كه تعيين مي كنم به من واگذاري، هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه (آفريقا) و حد چهارمش كناره درياي خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براي ما چه چيز باقي مي ماند؟ امام فرمود: مي دانستم اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را به مامسترد نخواهي كرد (يعني خلافت و اداره سراسر كشور اسلام حق منست) از آن روز هارون كمر به قتل موسي بن جعفر (ع) بست. در سفر هارون به مدينه هنگام زيارت قبر رسول الله (ص) در حضور سران قريش و روساي قبايل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا بن عم و اين را از روي فخر فروشي به ديگران گفت. امام كاظم (ع) حاضر بود و فرمود: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا ابت (يعني سلام بر تو اي پدر من) مي گويند هارون دگرگون شد و خشم از چهره اش نمودار گرديد.

زندانی نمودن امام و چگونگي شهادت:
درباره حبس امام موسي (ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند. عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته اند.
نجمه همسر امام:
نجمه، مادر بزرگوار
امام رضا (ع) و از زنان مومنه، پارسا، نجيب و پاكيزه بود. حميده، همسر امام صادق
(ع)، او را كه كنيزى از اهالى مغرب بود، خريد و به منزل برد.
نجمه در خانه امام صادق (ع)، حميده خاتون را بسيار احترام مى كرد و به خاطر جلال و
عظمت او، هيچ گاه نزدش نمى نشست! روزى حميده در عالم رويا، رسول گرامى اسلام (ص)
را ديد كه به او فرمودند: اى حميده! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خود موسى درآور
زيرا از او فرزندى به دنيا خواهد آمد كه بهترين فرد روى زمين باشد. پس از اين
پيام، حميده به فرزندش امام كاظم (ع) فرمود: پسرم! نـجـمـه بانويى است كه من هرگز
بهتر از او را نديده ام، زيرا در زيركى و محاسن اخلاق، مانندى ندارد.من او را به
تو مى بخشم، تو نيز در حق او نيكى كن. ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر (ع) و
نجمه، نورى شد كه در شكم مادر به تسبيح و تهليل مـشـغـول بـود و مـادر از آن،
احـسـاس سنگينى نمى كرد و چون به دنيا آمد، دست ها را بر زمين گذاشت، سر را به سوى
آسمان بلند كرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گويا با خدايش رازو نيازمى
كرد. پس از تولد امام هشتم (ع)، اين بانوى مكرمه با تربيت گوهرى تابناك، ارزشى
فراتر يافت.

فرزندان امام:
بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم (ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا (ع) امام هشتم افضل ايشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آن حضرت فاطمه زهرا است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند.
تأثير علمي آن بزرگوار:
امام هفتم (ع) با
جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام
راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام يافته بود
حفظ و تقويت كرد و علي رغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري
كرد كه جان خود را فدا ساخت.

سخنان
برگزيده
زيارت قبر پدرم،
موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسينعليه السلام است.
امام كاظم همواره از بيم خدا مىگريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مىشد.
سه چيز تباهى مىآورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.
كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.
اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مىكرد.
كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.
در هر چيزى كه چشمانت مىبيند، موعظهاى است.
هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مىدارد.
هر گاه سه نفر در خانه اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مىكند.
مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آنگاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.
مبادا حريم ميان
خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن
آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.
خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمانبرِ هر كس مباش.
مصيبت براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دوتا.

شكيبايى در عافيت بزرگتر است از شكيبايى در بلا.
از شوخی خودداری کن زيرا شوخی جلوه معنوی ترا مي زدايد .
چيزی نيست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است .
برای هر چيزی دليلی بايد ، و دليل خردمند تفکر است ، و دليل تفکر خاموشی .
همنشينی با اهل دين ، شرف دنيا و آخرت است


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم 

بزرگ ترين پيام مهدويت در ماه مبارك رمضان و ليالي قدر نهفته است كه امت اسلام را به سمت و سوي معنويت شوق مي دهد
قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.
الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

رمضان در لغتبه معناى تابش گرما و شدت تابش خورشيد است. بعضى گويند رمضان به معنى سنگ گرم است كه از سنگ گرم، پاى روندگان مىسوزد و شايد ماخوذ از «رمض» باشد كه به معنى سوختن است چون ماه صيام گناهان را مىسوزاند به اين خاطر، بدين اسم موسوم شده است زيرا ماه رمضان موجب
سوختگى و تكليف نفس است
.
پیشاپیش میلاد امام حسن مجتبی (ع) را تبریک عرض می نمایم و آغاز سخنم را با حدیثی از این بزرگوار آغاز می کنم .
اُحْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ. . 
قلب خود را از كینه دیگران پاك كن، تا قلب آنها از كینه تو پاك شود.
همه ما در طول زندگی خود خواسته یا ناخواسته مرتکب پایمال کردن حق الناس در مراتب مختلف همچون دروغ ، تهمت ، غیبت ، از بین حق دیگران و ... شده ایم .
![]()
رمضان دعوتی است معنوی و تو میهمان عرش خدایی.
رمضان، فرصت ِاستفاده از «نفحات رب» است.
رمضان، موسم «عبادت» است و عبادت، غذای روح است.
رمضان، فصل مناجات و دعاست. و دعا نردبان تعالی جان است.
رمضان، دورهی تزکیه و تهذیب و تربیت و ساختن و مقاومت کردن و تحمل نمودن و چشیدن است.
رمضان، بهار جانهای خدا جوست. و باران کرامت ِ«شهر الله»، روز و شب بر کویر دلها میبارد و یاد خدا، صفابخش دلهای عاشقان شب زندهدار است.
رمضان را باید «آیینه»ای بسازیم پیش رویمان، تا در آن، چهرهی باطن و سیمای اخلاق خویش را به تماشا بنشینیم.

شبهای رمضان، از شام تا سحر، دل را در چشمهی زلال یاد خدا و اولیاء خدا شستشو دهیم و مشتی از برکات آسمانی این ماه برداریم.
در خلوت بیداران شب زندهدار، دستی به دعا و چشمی به امید، به سوی خدای غفار بگشاییم و در شبهای قدر بستر خواب را جمع کرده، و در نای نیاز، نجوای عارفانه سردهیم.
و در لحضات ناب دعا و نیایش، در صدر خواستههایمان از درگاه الهی، ظهور آن حاضری را بخواهیم که هر دم انبیاء و اولیاء الهی و همه موجودات این عالم خواستار تعجیل در ظهورش هستند.
چشم به راه باشید که من با شما چشم به راهم
بيا باران براي ما بياور... بهاران به اين صحرا بياور... عطش داريم تا کي قطره قطره... بيا وباخودت باران بياور... السلام عليک يا اباصالح المهدي .عج

اللهم عجل لوليک الفرج

مطلب رو مطالعه کنیدنظر یادتون نره منتظرم![]()
![]()
![]()
![]()
|
|

سیزده فروردین؛ روز طبیعت، روز پایان دوره جشن های نوروزی است. در این روز مردم بنابر یک سنت فرهنگی از خانه ها بیرون و به دشت و صحرا و باغ می روند تا آخرین روز عید را در طبیعت و در کنار سبزه و گیاه و آب روان چشمه ها و جویبارها به شادی و خوشی بگذرانند.

بیرون رفتن از خانه درروز سیزدهم فروردین و آن روز را بـه شـادی و تفـریـح گذراندن از رسوم دیـریـن ایـرانـی اسـت. در اساطیر ایرانی عمر جهان هستـی ۱۲ هـزار سال است و عدد ۱۲ كه از بروج دوازده گانـه گرفته شده است و پـس از دوازده هـزار سـال عمر جهان بسته می شود و انسان هایی كه در جهان هستی وظیفه آنها جنگ در برابر اهریمـن است، پس از دوازده هزار سال بر اهریمـن پیروز می شوند. از آن پس دیگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و آدمیان به جایگاه ابدی خویش بـه عـالـم مینو باز می گردند.
با دانستن این موضوع می توان گفت كه اولین دوازده روز جشن زایش انسان گویا تمثیـلـی از ۱۲ هزار سال زندگی انسـان هـاسـت و از روز سیزدهم تمثیلی از هزاره سیـزدهـم مـی تواند باشد كه آغاز رهایـش از جهـان مـادی است و از این رو روز سیزدهم می توانـد روز بـازگشـت ارواح مـینـو و روز بـزرگ رامـش كیهانی باشد.
روزهای ماه در ایران قدیم نامی ویژه داشت و هر یك متعلق به ایزدی بود و روز سیزدهـم متعلق به ایزد تیر یا "تیشتر" ی بود كـه ایزد باران است.
برای این كه این ایزد پیروز باشد لازم بود كه همه مردمان در نماز از او نام برنـد و از او طلب باران كنند. همچنین خـوردن غـذای روز در دشـت و صحـرا نشانه همین فدیه گوسفند بریان اسـت كـه در اوستا آمده و افكندن سبزه های تازه دمیده نوروزی به آب روان جویبارها از كارهـایـی است كه در این روز انجام می دادند.
هم اكنون نیز در این روز كه روز طبیعــت نام گرفته است، مردم بنا بر سنت فرهنگی خود همراه دوستان و خـویشاوندانشان از خــانه خارج می شوند و به دشت و طبیعت می روند تا آخرین روز عیـد را بــه شــادی و تفــریح بگذرانند.
دراین روز معمولا مردم برای ناهـار آش مـی پزند و معتقدند كه باید در خارج از خانـه این غذا تهیه شود و همراه آن نیز باقالاپلو، سبزی پلو یا ماهی می خورند. همچنین خوردن آجیل، كاهو با سركه انگبیـن عصرانه بیشتر مردم است. نزدیك غروب نیز پیش از ترك كـردن طبـیعـت هر خانواده ای سبزه ای را كه پیش از نوروز سبز كرده است به نشانه بركات و فروانی در آب می اندازند و سپس به خانه باز میگردند
روز وساعات ولحظات شادی رو برای همه شما آرزومندم
نظر يادتون نره
يا علي التماس دعا موفق سربلند وسعادتمند باشيد
![]()

میلاد حضرت رسول اعظم محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) و امام صادق (ع) بر همه عاشقان آن حضرت و سلاله پاکش مبارکباد.
امیدوارم در سالی که مزین به نام مبارک رسول اعظم شده است، بتوانیم حداقل یک اقدام در بزرگداشت و تکریم ایشان و راه نورانیش انجام دهیم، هر کس در حد خودش ... تا آن روز و آن زمان ... منتظریم.

کلماتي گهربار از آن وجود نازنين:
الدنيا سجن المومن و جنة الکافر - دنيا براي مومن زندان است و براي کافر بهشت.
سوء الخلق ذنب لا يغفر - بد اخلاقي گناهي است که آمرزيده نمي شود.
الخاسر من غفل عن اصلاح المعاد - زيانکار کسي است که از اصلاح امور قيامت خود غافل باشد.
النظر الي وجه العالم عبادة - نگاه کردن به صورت دانشمند، عبادت حساب مي شود.
شر العمي عمي القلب - بدترين کوري، کوري دل است


سؤال این است که پروردگار عالم می فرماید:
«ادعونی استجب لکم؛ دعاکنید، من اجابت می کنم. پس چرا ما دعا می کنیم، اما مستجاب نمی شود؟
گناه مانع اجابت است:
شخصی خدمت امام صادق(ع) آمد و عرض کرد: دو تا آیه است که من معنایش را نمی فهم . یکی آیه شریفه «ادعونی استجب لکم» است که من هرچه دعا می کنم مستجاب نمی شود.
آن حضرت فرمود: خداوند خلف وعده نمی کند؛ اما دعا راه دارد و راهش این است که گناه در زندگی تو نباشد. اگر دعا توأم با گناه شود، آن گناه نمی گذارد دعا مستجاب شود.
آیه دومی که از حضرت پرسید: «و ما انفقتم من شیء فهو یخلفه» بود؛ یعنی شما اگر صدقه دادید، خدا جای آن را پر می کند. شما اگر خمس دادید، خدا جای آن را پر می کند.
پرسید: یابن رسول الله، من انفاق می کنم، زیاد هم انفاق می کنم، اما خدا جای آن را پر نمی کند.
حضرت فرمود: تو از راه حلال انفاق بکن، اگر جایش پر نشد، آن وقت گله کن.
ترك امر به معروف و نهى از منكر
كسانى كه این دو فریضه الهى را ترك مىكنند دعایشان مستجاب نخواهد شد. چنانكه پیامبر گرامى اسلام در اینباره فرموده است: امر به معروف و نهى از منكر كنید؛ یا: خداوند بدترین شما را بر بهترین شما مسلط مىكند و خوبترین شما دعا مىكنند، ولى مستجاب نمىشود.
ستم و تجاوز به حقوق دیگران:
یكى از موانع در پذیرش دعا تجاوز به حقوق دیگران است كه در روایات فراوانى بر این مطلب تأكید شده است .
على (ع) فرمودند: خداوند به عیسى بن مریم وحى فرمود: به اشراف [و بزرگان ] بنىاسرائیل بگو: ... من هرگز دعاى كسى از شما یا دیگر آفریدگانم را كه بر گردنش حقى از دیگران است اجابت نخواهم كرد.
كسب حرام:
پیامبر گرامى اسلام (ص) فرمود: همانا بنده دستش را [براى دعا] به درگاه خدا بالا مىبرد، در حالى كه خوراكش حرام است . با چنین حالى، چگونه دعایش مستجاب مىشود؟
همچنین، در حدیثی قدسى، خداوند فرمود: «از تو دعا كردن و از من اجابت نمودن؛ پس هیچ دعایى از من محجوب نماند، مگر دعاى حرامخوار.
غفلت و بیخبرى:
رسول گرامى اسلام (ص) فرمود: بدانید كه خداوند دعایى را كه از دلى غافل و بیخبر باشد اجابت نمىكند.
مخالفت با حكمت الهى:
در برخى از موارد، انسان به سبب نداشتن آگاهى، چیزى را از خدا مىخواهد كه با حكمت الهى سازگارى ندارد و به مصلحت او نیست و از این رو دعایش مستجاب نمىشود . امام على (ع) در اینباره مىفرماید: براستى كه كرم [و بزرگوارى ] خداى سبحان حكمت او را نقض نكند؛ و از این رو هر دعایى اجابت نشود
1_ عظمت خدا
هنگامی که انسان، خود را در برابر عظمت و جلال خدايى مى بيند، ناخودآگاه در برابر او احساس خضوع و فروتنى مى كند؛ و این درک عظمت الهی او را به عبادت و پرستش سوق می دهد.
2_ احساس فقر و وابستگى
طبيعت انسان آن گونه است که هنگامی که خود را نيازمند و وابسته به كسى می بیند، در برابرش خضوع مى كند. وجود ما بنا به اراده خداست و در همه چيز، نيازمند به اوييم. اين احساس عجز و نياز، انسان را به پرستش خدا برمی انگیزد؛ خدايى كه در نهايت كمال و بى نيازى است.
3_ توجّه به نعمت ها
انسان، همواره در برابر کسی که به او نعمت و روزی می دهد، زبان ستايش می گشاید. يادآورى نعمت هاى بيشمار خداوند، مى تواند قویترين انگيزه براى توجه به خدا و عبادت او باشد. بیشتر در مناجات هاى پیشوایان، نخست نعمت هاى خداوند، حتى پیش از تولّد انسان، یاد مى شود و از اين راه، محبت انسان به خدا را زنده مى کند؛ آنگاه درخواست نياز از او مى كند.
در سوره «قریش»، نیز می خوانیم: باید پروردگار اين كعبه را پرستش کرد، همان که از گرسنگى سيرشان كرد و از ترس، ايمنشان کرد.
4_ فطرت
پرستش، جزئى از وجود و كشش فطرى انسان است. گاهى اين روح پرستش - كه در انسان فطرى است - در مسير صحيح قرار می گیرد و انسان به «خداپرستى» مى رسد؛ و گاهى نیز در سايه جهل يا انحراف، به پرستش سنگ و چوب و خورشيد و گاو و پول و صاحبان زر و زور كشيده مى شود.
انبيا براى ايجاد حس پرستش نيامده اند، بلكه بعثت آنان، براى هدايت اين غريزه فطرى به مسير درست است؛ زيرا روح عبادت در انسان، همانند ميل به غذا كه در هر كودكى هست، وجود دارد؛ ولى اگر راهنمايى نشود، به جاى غذا، خاك مى خورد.
اگر رهبرى انبيا نباشد، مسير اين غريزه منحرف مى شود و به جاى خدا، معبودهاى دروغين و پوچ پرستيده مى شود. آن گونه كه در نبود حضرت موسى (ع) و غيبت چهل روزه وی، سامری مردم را فریب داد و مردم به پرستش گوساله طلايى روى آوردند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()










وجودت آسمان را آبرو اي سوار سبز پوش آرزو اي اميد شاپرکهاي غريب اي دليل آيه امن يجيبب اي کليد قلبها در دست تو کوچه هاي شهر دل، بن بست تو السلام يا مولانا يا صاحب الزمان ![]()


![]()



تولد تولد تولدم مبارک![]()
مبارک مبارک تولدم مبارک![]()















ارزوهای ویگتور هوگو ![]()
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
****







برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بیتردید مورد اعتمادت باشد.
****

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
****







****

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ سادهای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران نمونه شوی.
****
و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
****
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره وتولدم رو بهم تبریک بگیدمنتظرم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


وجودت آسمان را آبرو اي سوار سبز پوش آرزو اي اميد شاپرکهاي غريب اي دليل آيه امن يجيبب اي کليد قلبها در دست تو کوچه هاي شهر دل، بن بست تو السلام يا مولانا يا صاحب الزمان ![]()

ایام الله ۲۲ بهمن بر همه شما ایرانیان غیور وغیرتمند مبارک باد![]()



چشمه جاری شکافنده علم ها در بیابان خشکیده دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سیراب ساخت. شیعه نشان افتخار دیگری بر گردن آویخت و بر این پیشوای معصوم خود بالید. ای افتخار شیعه که در ضیافت خانه حوزه ها و دانشگاه ها سفره پر نعمت دانش تو گسترده است، میلاد مسعودت را گرامی می داریم.
ماه محرم ماه حماسه خونين و هميشه جاويدان كربلا با کوله باری از غم و اندوه سپری شد و در ايام صفر با غم سنگيني كه از لاله هاي خونین دشت کربلا بر دلهایمان همیشه باقی است، در شب ميلاد آخرين بازمانده كربلاي عطش، اشکهای چشمانمان مضاعف میشود و طپش قلبمان سنگین تر از دیروز و دستهایمان بر پنجره های سخت قبرستان غریب و دلگیر بقيع گره میخورد، آنجا که مأوی شكافنده دانش هاست.
چشم هايت را مي بندي و ديوار بقيع را در برابرت مييابي و آنگاه كه شبكه هاي پنجره را لمس ميكني مرغ جانت پر مي كشد كه بر مزار هاي مطهر و پاكشان حضور يابي، صورت بر خاك معطرشان بگذاري و با سوز دل غربت اشان را گريه كني. اين جا مدينه است اين جا بقيع است و اين چهار بقعه تاريك و مظلوم ... چهار قبر مظلوم را مينگري كه تنها با سنگي بر روي آنها نشان از مزار شريف گلي از بوستان محمد (ص) دارند.
گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شيعه تابيدن گرفت؛ اما آسماني كه رخت ماتم بر تن نموده، عزادار ديگر ستارگاني است كه ابرهاي كينه و سنگ دلي در كربلا، جلوي درخشش آنها را گرفته اند.
امام شكافنده دانش ها كه جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضيلت و بينش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشري، امام پايداري و تلخي چشيده اي از حماسه عاشورا كه پيمانش با خدا غير قابل ترديد و فضيلت و كمالش غير قابل انكار است امام علم كه چشمههاي جوشان دانش و فنون و حكمت از انديشه هاي اين بابغه دين مي جوشيد و ميتراويد و اوراق زندگي اش سراسر سرشار از احاديث روايتها و كلمات قصار و نصيحت هاست.
شب ميلادش، فضاي ساكت و آرام مدينه، مبهوت نورافشاني خانه گلين امام سجاد (ع) است و فروغي نوراني، آسمان مدينه را روشن كرده است؛ نوري كه از چهره معصوم و منور نوزادي مبارك به آسمان ساطع است. چشمه جاري شكافنده علم ها در بيابان خشكيده دانش جوشيدن گرفت و جان جويندگان علم و معرفت را از زلال پر بركت خود سيراب ساخت.
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت که: دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت. القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.
کنيه امام "ابو جعفر" بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است. بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن (ع) و از سوی پدر به امام حسين (ع) مي رسيد. پدرش حضرت سيدالساجدين، امام زين العابدين، علی بن الحسين (ع) است . تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجری در مدينه اتفاق افتاد.
در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد. دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال 95 هجری که سال شهادت امام زين العابدين (ع) است آغاز شد و تا سال 114 هجري يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفر صادق (ع) مسائلی مانند انقراض امويان و بر سر کار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسی و ظهور سرداران و مدعيانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و ديگران مطرح است، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در اين دوره پيش مي آيد، و عده ای از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مي شوند. قاضيها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پديد مي آيند و فقه و قضاء و عقايد و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسير مي نمايد و تعليمات قرآنی - به ويژه مسأله امامت و ولايت را، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا، افکار بسياری از حق طلبان را به حقانيت آل علی (ع) متوجه کرده بود و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دين به دنيا فروشان برگرفته بود، به انحراف مي کشاندند و احاديث نبوی را در بوته فراموشی قرار مي دادند. برخی نيز احاديثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و يا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مي نمودند. اينها عواملی بود بسيار خطرناک که بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند. بدين جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وی امام جعفر صادق (ع) از موقعيت مساعد روزگار سياسی، برای نشر تعليمات اصيل اسلامی و معارف حقه بهره جستند و دانشگاه تشيع و علوم اسلامی را پايه ريزی نمودند. زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقی تعليمات پيامبر (ص) و ناموس و قانون عدالت بودند و مي بايست به تربيت شاگردانی عالم و عامل و يارانی شايسته و فداکار اهتمام مي ورزيدند، و فقه آل محمد (ص) را جمع و تدوين و تدريس کنند. به همين جهت محضر امام باقر (ع) مرکز علماء و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود.
دانش امام باقر عليه السلام نيز همانند ديگر امامان از سر چشمه وحى بود، آنان آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند، ?جابر بن عبد الله? نزد امام باقر (ع) مى آمد و از آنحضرت دانش فرا مىگرفت و به آن گرامى مكرر عرض مى كرد: اى شكافنده علوم! گواهى مىدهم تو در كودكى از دانشى خداداد برخوردارى.
در مکتب تربيتی امام باقر (ع) علم و فضيلت به مردم آموخته مي شد. ابوجعفر امام محمد باقر (ع) متولی صدقات حضرت رسول (ص) و اميرالمؤمنين (ع) و پدر و جد خود بود و اين صدقات را بر بنی هاشم و مساکين و نيازمندان تقسيم مي کرد، و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت. امام باقر (ع) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود. سيرت و صورتش ستوده بود. پيوسته لباس تميز مي پوشيد. در کمال وقار و شکوه حرکت مي فرمود.
امام پنجم (ع) بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه مي کرد و ديگران را نيز بدين کار تشويق مي فرمود. در ضمن سخنانش مي فرمود:
مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بين مي برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - ميريزد.
امام باقر (ع) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگيری از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين و عيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينی، کمال مواظبت را داشت. ميخواست سنتهای جدش رسول الله (ص) را عملا در بين مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعليم نمايد. در روزهای گرم برای رسيدگی به مزارع و نخلستانها بيرون مي رفت و با کارگران و کشاورزان بيل مي زد و زمين را برای کشت آماده مي ساخت. آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبين و کد يمين - به دست مي آورد در راه خدا انفاق مي فرمود. بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله (ص) مي رفت، پس از گزاردن فريضه، مردم گرداگردش جمع مي شدند و از انوار دانش و فضيلت او بهره مند مي گشتند.
مدت بيست سال معاويه در شام و کارگزارانش در مرزهای ديگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقايق اسلامی - با زور و زر و تزوير و اجير کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسيار کردند. ناچار حضرت سجاد (ع) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر (ع) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بي سابقه آل ابوسفيان، که مردم به حقانيت اهل بيت عصمت (ع) توجه کردند، در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مسأله امامت و رهبری، که تنها شايسته امام معصوم است، سعی بليغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعليم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جايی رسيد که فرزند گرامی آن امام، حضرت امام جعفر صادق (ع) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پايه گذاری نمود و احاديث و تعليمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد.
امام سجاد (ع) با زبان دعا و مناجات و يادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر (ع) با تشکيل حلقه های درس، زمينه اين امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دينی را برای مردم روشن فرمود. رسول اکرم اسلام (ص) در پرتو چشم واقع بين و با روشن بينی وحی الهی وظايفی را که فرزندان و اهل بيت گرامي اش در آينده انجام خواهند داد و نقشی را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت، ضمن احاديثی که از آن حضرت روايت شده، تعيين فرموده است. چنان که در اين حديث آمده است:
در زمان اميرالمؤمنين علی (ع) گوئيا، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که بايد - بر مردم روشن نبود، گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حيات مادی بيرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی ننوشيده بودند و در کنار دريای بيکران وجود علی (ع) تشنه لب بودند و جز عده ای معدود قدر چونان گوهری را نمي دانستند. بي جهت نبود که مولای
متقيان بارها مي فرمود: "سلونی قبل از تفقدونی"؛ پيش از آنکه من را از دست بدهيد از من بپرسيد و بارها مي گفت: من به راههای آسمان از راههای زمين آشناترم. ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند؟ اما به تدريج، به ويژه در زمان امام محمد باقر (ع) مردم کم کم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامی را درک مي کردند و مانند تشنه لبی که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آن را ندانسته باشد، زلال گوارای دانش امام باقر (ع) را دريافتند و تسليم مقام علمی امام (ع) شدند و به قول يکی از مورخان:
"مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشکر کشی متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند". امام باقر (ع) نيز چون زمينه قيام بالسيف (قيام مسلحانه) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرينان - فراهم نبود، از اين رو، نشر معارف اسلام و فعاليت علمی را و هم مبارزه عقيدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را، از اين طريق مناسب تر مي ديد، و چون حقوق اسلام هنوز يک دوره کامل و مفصل تدريس نشده بود، به فعاليتهای ثمر بخش علمی در اين زمينه پرداخت. اما بدين خاطر که نفس شخصيت امام و سير تعليمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود، مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار مي گرفت. در عين حال امام هيچگاه از اهميت تکليفی شورش (عليه دستگاه) غافل نبود، و از راه ديگری نيز آن را دامن ميزد: و آن راه، تجليل و تأييد برادر شورشي اش زيد بن علی بن الحسين بود.
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

رنگ لباس در اسلام
از نظر اسلام، بین تمام رنگها، بهترین رنگ برای لباس رنگ سفید و سپس رنگهای مفرح روشن است؛ مگر اینکه بر حسب نیاز و مقتضیات فصلی و سنی و ... ضرورتی بجز آن پیش آید.
امام محمدباقر (ع) فرمودند: احب شیء الی الله البیاض؛ یعنی سفیدی (از همه رنگها) نزد خدا محبوبتر است
چگونه زندگی را زیبا و آرام و خدایی کنیم؟
-1 پیامبر عزیز اسلام (ص) فرموده اند: اگر با مال و هنرتان نمی توانید به زندگی توسعه دهید، با اخلاق خوش به زندگی وسعت دهید.
-2پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: مؤمن غمش را در دل پنهان می کند و شادی را در چهره آشکار می سازد .
-3خود را به نشاط وا دارید و هر گاه موضوعی شما را خیلی ناراحت کرد، با لبخند زدن نگذارید همسرتان متوجه شود.
4-خنده بر هر درد بیدرمان دواست.
-5همسرتان را آن طوری که هست بپذیرید، نه آنکه بخواهید او را به قالب دلخواه خود در آورید.
-6اتباط برقرار کردن الزاما حرف زدن نیست، بلکه گاهی گوش کردن نیز هست.
-7 پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مردی که به زنش بگوید «من تو را دوست دارم»، اثر این سخن هرگز از دل او بیرون نرود.
-8امام علی (ع) فرمودند: افراد را ببخش و سخت نگیر؛ زیرا بر تو سخت گیرند .
9-زندگی ده جزء دارد که یک جزء آن محبت و 9 جزء دیگرش گذشت است.
-10امام علی (ع) فرمودند: بدترین مردم کسی است که عذرها را قبول نمی کند و از خطاهای دیگران نمی گذرد.
11-امام علی (ع) فرمودند: از شریفترین کارهای شخص کریم این است که از آنچه می داند و
می فهمد خود را به تغافل بزند.
12 -برای امروز زندگی کنید و از تمام مشکلات گذشته به عنوان بهانه در شرایط امروز دست بردارید.
13-پیامبر اسلام (ص) فرمودند: اگر مردی در برابر بداخلاقی همسرش و زنی در برابر بداخلاقی شوهرش صبر کند، خداوند به آن زن و مرد ثواب داوود نبی و آسیه – همسر فرعون - را می دهد.
14-در زندگی مشترک، کلمه «من» به «ما» تبدیل می شود
چارلی چاپلین :
تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده!
هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد
گريان مکن.
قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت
جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد.
به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم .
. زیرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

نوحه عربی فارسی انا مظلوم حسین (ع) و نوحه یا رب
نوحه عربی فارسی انا مظلوم حسین(ع) پخش شده از شبکه سه سیما و نوحه عربی فارسی یا رب (مداح: نزار قطری) تقدیم به کاربران عزیز
کاربر عزیز روی لینک زیر راست کلیک کرده و گزینه
Save target az…
رابزنید

دانلود فایل صوتی نوحه انا مظلوم حسین (ع) - 11 دقیقه با حجم 3 مگابایت
دانلود فايل تصويري نوحه انا مظلوم حسین (ع) - 11 دقیقه با حجم 19 مگابایت
دانلود نوحه انا مظلوم حسین (ع) - تصويري ويژه موبايل - 11 دقیقه با حجم 6 مگابایت

کد نوحه انا مظلوم حسین برای پخش در وبلاگ